دیروز یکی از برنامه های فارسی ایرانی را می دیدم یک زنگ زده بود و به خانم خوش چهرۀ آمریکانشین میگفت حاجی خانم ، خنده ام گرفته بود و خودش هم لابد داشت تو دلش ریسه میرفت ، اینم یکی از رسمهای عادت شده و غلط ، اینجا اگر بخواهند صدات کنند اسمت را بر زبان می آورند و یا کوچکتر ها به بزرگتر ها آنت و آنکل میگویند( عمه و عمو ) و این جهت احترام است ، هیچ کجای دنیا فکر نکنم عناوین شخصیت ساز باشند ، مثل آقای دکتر یا آقای مهندس ، یا حاجی خانم وحاج آقا .
عناوین علمی شایسته و بارور است که طرف کارش را تحت آن عنوان علمی با مسئولیّت انجام بده و گرنه تحصیلاتی که آدما فقط عنوانش را دارند و شغلشان چیز دیگری است که نشد کار (مقاطعه کار ، وارداتی ، صادراتی ، بساز بفروش .... )
در مورد عناوین مذهبی مثل حاج آقا و حاج خانم ، این ها عباداتی هستند که یکبار با تمکّن مالی واجب شده است و عنوانش را می گیری که یادت نرود کجا رفتی و چکار کردی ، اِحرام بستی تا بدانی هر روز قیامت است ، صفا و مروه رفتی تا سعی زندگی کردن و تلاش را برای بدست آوردن آب برای فرزندت تجربه کنی ، عطر نزدی تا بوی خدائی بگیری و رنگ الهی را تجربه کنی ، مواظب باشی حتی حشره ای را نکشی تا یاد بگیری آزارت به مخلوقات خدا نرسد ، و درآئینه ننگری تا به جمال خود مغرور نگردی و قند در دلت آب نشود و رویهمرفته از دنیا و وابستگی ها خود را رها سازی و این منی را که ساخته ای قربانی کنی و با من جدیدی بدنیا برگردی و زندگی عادی ، حالا ببین واقعا " حاجی شده ای یا حاجیه ، هر چقدر احساس مسئولیّت تو بیشتر شود عنوانت بیشتر ، تازه حج عمره عنوانی ندارد و تنها زیارتی است برای دیدن و بازدید از یک مکان مثل اینکه بروی در بازار بایستی و فکر کنی آیا قادری وارد بازار شوی و خرید نمائی ،
این شعر را خیلی دوست دارم :
به حریم کعبه رفتم به حَرَم رهم ندادند / که تو در برون چه کردی که درون خانه آئی ؟؟
وارد خانه شدن آسان نیست ...
روحم پرواز میکند که دوباره سنگ نشان را ببینم ، برام مهّم نیست عرب و عجم و .... روابط سیاسی و اقتصادی را دوست ندارم وارد عقاید قلبیم نمایم ، خودم در جائی ایستاده ام وحق اینو دارم که برای خود تکالیف مشخّص نمایم بدون تقلید از احدی ، با دلم میبینم و باعقلم تصمیم میگیرم با توجّه به اطلاعاتم که برای خودم کافی است ، خودخواهی است ؟ ؟؟ اصولا " دنباله روی را دوست ندارم
ReplyDelete